محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

517

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

اكثر اوقات موازى دويست كس در تكيه و حوالى او حاضر بودند و چند كس از اين جماعت را در صحبت درويش خسرو مرتبهء عالى دست داده بمقام نيابت و امانت رسيدند . از آن جمله يوسفى نام خراسانى ، كه در صنعت « 1 » تركش دوزى بىبدل و استاد بىقرينه و در شيطنت و الحاد ، شيطانش « 2 » شاگرد كمينه بود و نواب كامياب به جهت رعايت اين صنعت ، با او تلطفات زبانى و تكلفات نهانى ميكرد و هر نوبت كه تركش جهت سركار پادشاهى تمام كرده به خدمت مىبرد ، نواب همايون انواع رعايت و عاطفت نسبت به او بظهور ميرسانيد و احيانا او را طلبيده با او طرح همزبانى افكنده سخنها ازو مىكشيد و آن مردود اعتمادى بر لطف و مرحمت نواب كرده جميع مقدمات روش مذموم الحاد آن ميشوم را بر طبق اعتقاد فاسد خود بر طبق عرض نهاد و اين يوسفى و آن پير « 3 » گبر كهنه ملحد را ، اعتقاد اين بود كه پادشاه را مطيع و معتقد خود ساخته‌اند بنا بر اين ، بىمحابا نكات و دقايق الحاد را ، از نواب مخفى و مستور نميداشتند و بعد از آنكه نواب سپهر جناب بر كليهء روش و طريق آن زمرهء شيطان منش اطلاع يافت و در زندقه و الحاد آن طبقهء كافر ، [ در ] نهادش شكى و شبهه‌اى نماند ، عنان جواد فكر به وادى انديشه تافت و عزم جزم نمود كه به قلع و قمع شجرهء خبيثهء آن گروه ابليس شعار كه مورد كريمه « كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ » « 4 » بودند ، فرمان دهد كه در خلال اين احوال ، يساق لرستان اتفاق افتاد و دو سه روز ديگر وقوع اين امر لازم ، در عقدهء تأخير و تعويق ماند و نواب در حين توجه ، بنابر مصلحت وقت ، به تكيهء آن ملحد آمده « 5 » بطريق معهود استمداد همت نمود و چون آن پيشواى ارباب كفر و نفاق ، با يوسفى به اتفاق در آن مدت سخنهاى آشنا در عرض

--> ( 1 ) - م : صفت ( 2 ) - م : الحادش شيطان ( 3 ) - م : پيره ( 4 ) - سورهء 14 - آيهء 26 ( 5 ) - م به تكيهء ملحدان آمده